کودکان استثنایی وچالش های مادران

بدون تردید نوع ارتباط مادر با کودک استثنایی از مهمترین زمینه های پژوهش و مطالعه است.

براساس نظریه ی دلبستگی ،رفتار مادرانه و واکنش های مادر نسبت به فرزند تاثیر بسزایی نه تنها در دوره ی کودکی بلکه تاثیر ماندگاری در تمام مراحل تحول دارد. بنابراین یکی از عوامل بنیادی نحوه ی پذیرش و برخورد مادر با معلولیت کودک است.

اصولا"تولد فرزند سازگاری های جدیدی را در خانواده طلب می کند. حال اگر نوزادی با معلولیت های ذهنی یا  جسمی و..............متولد شود، فشارهای روانی حاصل از وجود چنین فرزندی بر اعضای خانواده به ویژ ه مادر چندین برابر میگردد.و فشار های روانی مضاعفی را وارد می کند که این امر سبب بر هم خوردن نظم،آرامش وسازش یافتگی زندگی   می شود.مشکلات یا پیامدهایی که در اثر فشار روانی برمادر پدید می آید عبارت است از:

آشکارشدن مشکلات پنهان

نخستین تجلی فشارهای روانی حاصل از وجودفرزند معلول بر بخش های ضعیف جسمانی و روانی والدین است. برای مثال،سردرد ها،اضطراب، بی حسی دست وپا و......عدم توجه به این نشانه ها وتداوم آنها سبب تحلیل قوای جسمی و روانی ونیز موجب بروز    احساساتی مانند خستگی،افسردگی یا احساس تنش مداوم می شود.

مشکلات ارتباطی والدین با سایر اعضای خانواده

باتوجه به درگیر شدن بیش از حد والدین با کودک معلول، ممکن است سایر افراد خانواده دچار کمبود توجه ومحبت شوند واین امر گاه سبب ایجاد احساس خشم،گناه،افسردگی ومشکلات تحصیلی در آنها میشود.

تحدید پیشرفت خانواده

محدودیت در ارتباط های منطقی وصحیح این گونه خانواده ها با دیگران به دلیل وجود احساساتی نظیر خجالت،گناه وتمایل به پنهان کردن کودک موجب می شودتا آنان از افراد دیگر فاصله بگیرند. بنابر این به انزوای اجتماعی بیشتر می انجامد.

سست شدن یکپارچگی خانواده واحتمال وقوع بحران هایی مانند مشکلات زناشویی، جدایی وطلاق

وجود نوزادی با ناتوانی ،مستلزم توجه طولانی مدت برای تغذیه،امور درمانی ومراقبت های عمومی است که نقش تعیین کننده در زندگی کودک دارد.از این لحاظ وظیفه مادر که بر قراری تعادل بین نقش مادر وهمسر است، دچار آسیب می شود.نگرانی والدین از آینده کودک معلول ممکن است آنقدر شدت یابد که مانع از توجه منطقی واصولی به وضعیت فعلی کودک ونیازهای او شود.پژوهش های انجام شده در این زمینه نشان داده اند که مادران کودکان استثنایی به شدت تحت فشار روانی واسترس قرار داشته و سطح افسردگی واضطراب در آنها نسبت به مادران دیگر بالاتر است.

 متاسفانه کمبود آگاهی های عمومی و وجود نگرش منفی نسبت به معلولیتوناتوانی از عمده ترین مشکلات برای دست یابی به حقوق انسانی افراد دارای ناتوانی در همه جوامع قلمداد می شوند ،به همین دلیل تحول نگرش جامعه و مردم و مسئولان نسبت به افراد معلول از اهمیت و ضرورت بسزایی برخوردار است.بدیهی است که درک واقع بینانه این مساله نیازمندانجام اقدام هاییبرای تغییر نگرش مردم نسبت به کودکان استثنایی است و در این زمینه همکاری دولت ،رسانه های ارتباط جمعی نقش بسیار موثری ایفا می کند که از آن جمله می توان به:

-برگزاری همایش هایی در زمینه شناخت کودکان استثنایی ومعرفی افراد استثنایی موفق به جامعه اشاره کرد

-ارئه اطلاعات درباره سازمان ها،موسسات ویا انجمن هایی که خدمات مختلف آموزشی ، توانبخشی و رفاهی در اختیار والدین قرار میدهند.

-کمک به والدین برای درک این واقعیت که کودک در مرحله اول یک کودک است وبعد یک فرد ناتوان.

-راهنمایی والدین وکمک به آنها برای شناخت احساسات متعارض و ضد ونقیض درباره فرزند استثنایی شان .

-برگزاری جلسات گروهی والدین ،اغلب والدین از طریق گفتگو درباره ی مسائل مختلف ،درک احساسات یکدیگر ،حمایت متقابل ،جستجو وطلب کمک به بزرگترین نتایج درمانی دست پیدا می کنند.

در مجموع ،پژوهش های انجام شده نشان می دهد که مادران کودکان معلول ،فشارروانی و استرس بالایی را متحمل می شوند . از طرفی همبستگی بالایی بین وضعیت روحی وروانی مادران وپرداختن به نیازهای جسمی وعاطفی کودک معلول وجود دارد.همانگونه که نتایج پژوهش ها نشان می دهد مادرانی که از سلامت و بهداشت روانی بالاتری برخوردارند در پذیرش ،نگهداری وکنار آمدن با معلولیت فرزند خود مشکل کمتری دارند وبهتر میتوانند نیازهای فرزند معلول خودرابرآورده نمایند.

 

تلخیص از مقاله ی دکتر مهرناز کمیجانی/دکترای روانشناسی